پیش دبستانی و دبستان غیردولتی پسرانه تلاش اداره کل آموزش و پرورش استان تهران

کلاس زبان، موسیقی یا المپیاد؟ اولویت با کدام است؟ - قسمت اول

بسمه تعالی

کلاس زبان، موسیقی یا المپیاد؟ اولویت با کدام است؟ - قسمت اول

نویسنده : محسن اکبری – مدیر پایه های چهارم و پنجم

چهار سال است برای هدایت دانش آموزان پایه چهارم به سمت مطالعه هدفمند، تمرین برنامه ریزی و نظم و اصلاح مداخله اولیا در امر آموزش، از برگه هایی به نام "برگه ثبت گزارش روزانه" استفاده می کنم. به طور خلاصه، هر دانش آموز فعالیت های اصلی خود از زمان رسیدن به منزل تا پایان شب را در آن ثبت می کند و هر روز این برگه ها در مدرسه بررسی شده، درصورت نیاز با دانش آموز درباره فعایت های روز قبل او صحبت می شود.

اما آنچه که باعث نگارش این مطلب شد، دغدغه ای است که هرسال با دیدن این برگه ها نه تنها تکرار می شود، بلکه شدت می یابد. کلاس های رنگارنگ بعد از مدرسه!

کلاس هایی که هنوز نمی دانم دقیقا هدف اولیا از ثبت نام فرزندشان در آن ها چیست؟ شاید کمک به بروز توانمندی های فرزندشان، شاید آماده کردن آنها برای آینده ای درخشان، شاید استفاده بهینه از زمان آنها، شاید جبران کاستی های مدرسه، شاید....، شاید....

زبان های خارجی گوناگون، ورزش های متنوع، سازهای موسیقی مختلف، کلاس های تیزهوشان، کلاس های خصوصی و غیره برای یک نوجوان 10 ساله!

نوجوانی که جهت اطمینان خاطر اولیا از کسب مهارت خواندن و نوشتن و حل مسائل ریاضی در مدرسه ای درس می خواند که علاوه بر آموزش رسمی کتب آموزش و پرورش، انواع آموزش های مهارتی و هنری و ورزشی را نیز در برنامه خود دارد و بازهم جهت اطمینان بیشتر در کلاس های بیرونی هم ثبت نام می شود!

در نگاه اول به نظر می آید که این همه چه اشکالی دارد؟ قطعا انسانی که در 18 سالگی به سه زبان صحبت کند و دو ورزش حرفه ای بلد باشد و در نواختن یک ساز کوبه ای و یک ساز بادی تبحر داشته باشد و همه نمراتش 20 بوده باشد شانس بیشتری برای قبولی در دانشگاه های به نام ایران و یا شاید مهاجرت و کسب مدارج عالی علمی و یافتن یک مسیر شغلی خوب و دهن پرکن و خلاصه یک آینده روشن دارد! پس اگر چند سالی هم در دوران نوجوانی تحت فشار باشد و از این کلاس به آن کلاس شود، چندان هم عیبی نداشته باشد!

اما نه ....

عیبی وجود دارد...

نه یکی بلکه چندین عیب وجود دارد که در ادامه به سه مورد از مهمترین آن ها خواهم پرداخت.

1- احتمالا تا به حال نام Harvard Grant Study به گوشتان نخورده باشد. بزرگترین مطالعه روانشناختی تاریخ بشر. رابرت والدینگر (Robert J. Waldinger) ، آخرین مدیر این پروژه، در پاسخ به سوال " چه چیز یک زندگی خوب می سازد؟" نتایج آن را در سه بند خلاصه می کند:

اول : ارتباطات عاطفی خوب بیش از هرچیز موجب شادی است.

دوم : کمیت ارتباطات عاطفی مهم نیست، بلکه کیفیت آن ها مهم است.

سوم : ارتباطات عاطفی نه تنها از ذهن ما، بلکه از جسم ما نیز محافظت می کند.

بیشتر ما در ناخودآگاه خود می دانیم که ارتباط عاطفی یک رابطه صفر و یکی نیست، بلکه پدیده ای خاکستری است. یعنی می توان چیزی یا فردی را دوست داشت و در عین حال چیز یا فرد دیگری را بیشتر دوست داشت. اما فراموش می کنیم که این موضوع در رابطه ما و فرزندمان نیز صادق است. یعنی فرزند ما می تواند بیشتر از حال، ما را دوست داشته باشد. در واقع می توانیم ارتباط عاطفی خود و فرزندمان را افزایش دهیم و با این کار نه تنها سلامت روحی و جسمی، بلکه موفقیت آن ها در آینده را تضمین کنیم. مطالعه ای که به آن اشاره شد بیان می کند که میزان رابطه عاطفی مادران با فرزندشان در سنین نوجوانی از میزان بهره هوشی – IQ – در موفقیت شغلی در دوره جوانی موثرتر است! پس ضروری است که زمانی را به تعمیق و بهبود کیفیت روابط عاطفی میان خود و فرزندمان اختصاص داده و برای آن برنامه ریزی کنیم. اما معمولا در شلوغی برنامه های خود و فرزندمان چنین زمانی نمی یابیم.

 

ادامه دارد...

 

منابع:

  • Child’s Play – Henry Cowles
  • What Makes a Good Life – Dr. Robert J. Waldinger
  • How Boredom Can Lead to Your Most Brilliant Ideas – Manoush Zomorodi

 

نظرات خوانندگان
سلام از تلاش شما برای بالابردن کیفیت زندگی خوانندگان این مقاله متشکرم کاملا با شما موافقم و تا امروز سعی کرده ام محوریت وظایف خود را در تربیت فرزندانم در تامین محبت جسمی ، روحی، عاطفی و معنوی قرار دهم فرزندی که در خانواده سیراب محبت شود در کودکی تربیت پذیر میشود و در نوجوانی و جوانی مشورت پذیر و قطعا نتیجه تربیت چنین فرزندی حاصل تلاش والدینی است که به فرزندان خود زندگی را در عمل می‌آموزند نه در کلام. قلمتان توانا خداقوت
با سلام و ادب بسیار مفید بود ممنون از شما
مطلب جالبی بود .خواندنش بسیار گوش نواز ،ولی تا چه حد به واقعیت جامعه وسیستم اموزشی ما نزدیک است جای سوال داره . چون چیزی که در سیستم اموزشی اجرا می شود کاملا خانواده رو درگیر مسائل غیر عاطفی می کند ،انقدر که خانواده از اموزش خسته است .فقط در مورد این مطلب خوب صحبت می شه اما اجرا.......
با سلام و احترام، مشتاقم تا ادامه مقاله را مطالعه کنم و از تجربیات شما استفاده کنم اما در درستی انجام کار شک دارم چرا که با فراهم بودن امکانات و در دسترس بودن این امکانات اگر فرزندان ما اوقات خود را در کلاس موسیقی و ورزش و زبان های خارجی نگذرانند قطعا وقت های زیادی خود را صرف بازی های کامپیوتری و فیلم و سریال و کارتون خواهند کرد.از این رو تضمینی وجود ندارد که با کاهش کلاس های اموزشی افزایشی در برقراری ارتباطات عاطفی خانواده دیده شود.امیدوارم در ادامه مطلب قانع شوم که باید از تعداد این کلاس ها کاست.سپاس از توجه و درایت شما
نظر جدید
نام*
ایمیل
نظر*

متن تصویر*
بازگشت به صفحه قبل...