پیش دبستانی و دبستان غیردولتی پسرانه تلاش اداره کل آموزش و پرورش استان تهران

کلاس زبان، موسیقی یا المپیاد؟ اولویت با کدام است؟ - قسمت دوم

بسمه تعالی

کلاس زبان، موسیقی یا المپیاد؟ اولویت با کدام است؟ - قسمت دوم

نویسنده : محسن اکبری – مدیر پایه های چهارم و پنجم

در مطلب قبلی به موضوع کلاس هایی پرداختیم که دانش آموزان بعداز مدرسه به آن ها مراجعه می کنند. کلاس های زبان، موسیقی، ورزشی، علمی و غیره. این که آیا پر کردن وقت فرزندمان با این کلاس ها صحیح است یا خیر و به دلایل مخالفت با آن ها پرداختیم.

  • در صورتیکه که مایل به مطالعه قسمت اول مطلب هستید روی لینک زیر کلیک نمایید.

 

2- الیسون گاپنیک (Alison Gopnik) روانشناس امریکایی و استاد دانشگاه کالیفورنیا در مقاله ای به نام "دانشمند به عنوان کودک" می نویسد: " نه تنها کودکان دانشمندان کوچک هستند بلکه دانشمندان کودکان بزرگ هستند" اما این چگونه ممکن است؟ می دانیم که دانشمندان آموزش های متعدد و بسیار می بینند و شیوه ها و روش های گوناگون علمی یاد می گیرند تا مانند یک دانشمند فکر کنند! پس لقب کودکان بزرگ برای آنها به چه معناست؟

بیایید کمی دقیق تر شویم. یک دانشمند در مواجهه با "یک مشکل" به مشاهده، بررسی و ارزیابی دقیق مساله و داده ها می پردازد. تفکر می کند و با استفاده از علم و دانش خود "یک نظریه" مطرح می کند و آن نظریه را در "بوته آزمایش" قرار داده، نتایج را بررسی می کند. اگر به جواب رسیده باشد در غرور و شادی غرق شده به سراغ مساله بعدی می رود و اگر اشتباه کرده باشد "نظریه ای" دیگر بیان می کند.

اما کودکان چه می کنند؟ وقتی با "یک مشکل" روبرو می شوند با دانش محدود خود به دنبال رفع آن می گردند. "یک ایده" به ذهنشان خطور می کند و هرچند از نظر ما آن ایده مسخره باشد، آن را "امتحان" می کنند و اگر مشکل حل شد شادی می کنند و اگر نشد به سراغ "ایده ای دیگر" می روند.

شاید باورش سخت باشد اما در اوایل قرن بیستم دانشمندان با مطالعه کودکان به شیوه جدیدی برای تفکر دست یافتند! آن ها پس از مشاهده و بررسی دقیق رفتار کودکان اصول تحقیق دانشمندان را در بازی آن ها یافتند و یافته های خود را در یک جمله خلاصه کردند: "علم، بازی کودکانه است"

پس بازی کردن، یک اصل اساسی برای پرورش دانشمندان آینده است. اما ما – اولیای نگران بابت آینده فرزندمان – با آن ها چه می کنیم؟ آن ها را به کلاس های متعددی می فرستیم که در همه آن ها یک معلم، یک استاد یا یک مربی به او می گوید که چگونه عمل کند؟ چطور رفتار کند و در نهایت چگونه بیندیشد؟ در واقع همه زمان او برای بازی کردن – یعنی یافتن مشکل و پرورش ایده و آزمایش آن – را به یاد گرفتن مهارت های گوناگون می گذرد! و در این آموزش هیچ خراب کردن و شکستن و ریختن و پاره کردن و کثیف کردن و ... نیست تا با آن تمرین دانشمندی کند! پس به مرور زمان شیوه اندیشیدن دانشمندان را فراموش می کند!

3-شاید سال هاست که حوصله هیچ یک از ما سرنرفته است! با وجود اینترنت، شبکه های اجتماعی، تلفن های هوشمند، بازی های کامپیوتر، برنامه های تلویزیونی و غیره بعید است حوصله کسی سر برود. خصوصا فرزند ما که از صبح تا شب یا مدرسه است و یا کلاس های خصوصی! اما مگر این بد است؟ سررفتن حوصله چه خاصیتی دارد که نگران سرنرفتن حوصله فرزندمان باشیم؟

چند جمله از دکتر سندی من (Sandi Mann) روانشناسی که در حوزه "سر رفتن حوصله!" سال ها تحقیق و مطالعه کرده است بخوانیم:

"وقتی حوصله شما سر می رود و شروع به خیال‌بافی می‌کنید و به ذهنتان اجازه پرسه‌زنی می‌دهید، شروع می‌کنید به اندکی ورای آگاهی فکر کردن، در واقع کمی وارد ناخودآگاه می شوید. یعنی مغز شما فرصت می یابد ارتباطات جدیدی شکل دهد."

زمانی که بیکار هستید یا به عبارتی حوصله شما سررفته است مغز شما وارد حالتی می شود که دانشمندان از آن به عنوان "حالت پیش فرض" (Default Mode) یاد می کنند. شاید فکر می کنید که در این حالت مغز شما کمترین فعالیت را دارد اما اسکن های دقیق از مغز افراد گوناگون نشان می دهد که برعکس، در این حالت مغز شما بیشترین فعالیت را دارد. در حقیقت در چنین حالتی به دلیل کاهش مصرف مواد مغذی مغز خلاقیت شدیدا افزایش یافته و ناخودآگاه شروع به بازیابی و ارزیابی تجربیات و برنامه ریزی برای آینده می کند. اتفاقی که به آن "برنامه ریزی اتوبیوگرافیکی" می گویند. یعنی برنامه ریزی کلان برای زندگی. شاید بتوان این گونه برداشت کرد که کسی که حوصله اش سر نمی رود شانس بیشتری برای گم کردن مسیر خود در زندگی دارد! پس با گرفتن امتیاز بیکاری یا به عبارتی "سررفتن حوصله" از فرزندمان آسیب جدی به خلاقیت و رویاپردازی وی وارد کرده و در نهایت او شانس کمتری برای یافتن مسیر و هدف زندگی خود خواهد داشت.

 

پس به سوال اصلی برگردیم.  کلاس زبان، موسیقی یا المپیاد؟ الویت با کدام است؟

هیچ کدام....!

 بیاییم کمی بار فرزندانمان را سبک کرده، به آن ها زمانی برای زندگی کردن بدهیم. زندگی میدان مسابقه نیست! از سرعت خود بکاهید...

 

منابع:

  • Child’s Play – Henry Cowles
  • What Makes a Good Life – Dr. Robert J. Waldinger
  • How Boredom Can Lead to Your Most Brilliant Ideas – Manoush Zomorodi

 

نظرات خوانندگان
بیاییم کمی بار فرزندانمان راکم کنیم به انها زمانی برای کودکی کردن برای زندگی کردن برای شاد بودن بدهیم . اینها همه زیباست اما متاسفانه جامعه درگیر مافیای تبلیغات غلطی شده که مانع همه ی تصمیمات و افکار زیبایی است که داریم . سپاس از شما بسیار استفاده کردیم و امیدواریم واقعا روزی برسد که همه به این نتیجه برسیم .
بسیار عالی بود
نظر جدید
نام*
ایمیل
نظر*

متن تصویر*
بازگشت به صفحه قبل...